تبليغاتX
فروشگاه اینترنتی 24

Free JavaScripts provided
by

قصر احساس

به قصر بلوری احساس خوش آمدید
 

"به نام آنکه علی (ع) را به جهانیان عطا فرمود"

 

دیگر کسی از کوچه های تنهایی و شب گذر نمی کند

 

دیگر کسی به عمق چاه سفر نمی کند

 

دیگر کسی سخاوت را صدا نمی زند

 

کسی آشـــــــنا با دل شــب

 

نشسته در وسعت باغ ربّ

 

کسی عشق را مقتدا

 

و اندوه دل را تا انتهـــــا، ابـــــــتدا

 

کسی که از میان نیمه شبها پر کشید

 

و در معراج عشق به دنیای والا رسید

 

او که در اندیشه ام

 

با ردای سبزی از نور

 

از زمزم اخلا وضو می گیرد

 

و روی سجّاده ای از جنس دل، نماز عشق می خواند

 

و سالهاست که کوچه های تنگ دل از پرتوی عشق او روشن مانده است

 

ای در متن چشمهای نابینای شب، نزول بینایی

 

ما از خیمه های عشق تو آغاز می شویم

 

و لاله وار در نخلستان های اندوه تو از لحظه های غربت می روییم

 

میدانم باید دل را به اندازه ی اندوه تو عمیق کرد

 

تا ناله های تو را در چاه دل شنید

 

اما تو که اشتیاق دل را بهتر میدانی

 

دل در رسیدن به تو بیتاب است

 

گرچه شب است و مهتاب است

 

یاد تو شب های مرا آفتاب است

 

از آن شب که ماه رنگ بر رخ نداشت

 

از آن شب که چاه حرف در خود نداشت

 

از آن شب که دل بی تو مرهم نداشت

 

از آن شب که اشک آخر نداشت

 

همه اشک ها درد شد

 

همه غنچه ها زرد شد

 

دل کودک کوچه ی بی کسی

 

ز هجران دستان مولا شکست

 

و اشکی چو دریا به چشمم نشست

 

از آن شب ...

 

تو رفتی و دل بی تو تنها شده است

 

و جانها اگر مانده اند

 

 به عشق تو جا مانده اند.

 

امشب که به یاد شب بیداری های تو بیداریم

 

تابوت یاس بر دوش می نهیم و در کوچه پس کوچه های خلوت دل

 

طوافش می دهیم تا رایحه ی اجابت پنجره های بسته را سرشار کند.

 

 

                                                                   یـــــــا علی

 

+ نوشته شد شنبه 22 مهر1385در لحظه ی  9:0  با قلم دلتنگی دخترک شاه پریون   

 

اون آقایی که شبا رد می شد از کوچه ما کیسه بدوش کو؟

 

ردپای پرخراش بی خروش کو؟

 

اون آقای خرقه پوش کو؟

 

کجاست اون آقا که پینه های دستاش مرهم دلای ما بود؟

 

نفس سبز نگاهش همیشه حلّال مشکلا بود!

 

می شه یکبار دیگه سر بزنه به خونه ی ما؟

 

بگیره نشونی از غربت بی نشونه ی ما؟

 

موهای آقا سفیده جوونا کیسه رو از آقا بگیرید

 

قامت آقا خمیده ... جوونا کیسه رو از آقا بگیرید

 

جوونا آقا بشید زنده کنید رسم جوونمردی رو امشب

 

یتیما منتظرن ... زنده کنیم شیوه ی شبگردی رو امشب

 

یتیما، پشت درای خونشون منتظر آقا شستن

 

گوش به زنگ تق تق یه جفت صدای پا نشستن

 

 

 

 

دستای پینه بسته ی علی به همراه منه

 

خونه نشینی ِعلی آتیش به جونم می زنه

 

تو کوله بار شعر من اسم قشنگ علیه

 

قافیه ی تنگ دلم از دل تنگ علیه

 

تو کوچه های غربتم نشونی ازمولا میدن

 

اهل محل سلاممو جواب سر بالا میدن

 

به من میگن علی کیه؟ علی امام عاشقاس!

 

به من میگن علی چیه؟ داغ دل شقایقاس!

 

 

+ نوشته شد شنبه 22 مهر1385در لحظه ی  8:59  با قلم دلتنگی دخترک شاه پریون 

 

                 

 

با من بیا ای مهربان به قصر احساس بلور

 

تو حوض مهربـــــــــــــــونیاش دستای قلبتو بشور

 

زیر درخت بــــاغ دل می خوام برات شـــعری بگم

 

از لطف بی شمارتون قصه ی پرمهری بگم

 

 

 

 

 

آهای آهای شاپرکا بیاین که مهمون اومده

 

بفرمایین خــــــــــــوش اومدین آخه دم در که بَد ه

 

هر رد پاهای شما پر می کند قصـــــــــــــــــر مرا

 

این مهربانیهایتان جان می دهد شعر مرا

 

 

+ نوشته شد یکشنبه 16 مهر1385در لحظه ی  8:41  با قلم دلتنگی دخترک شاه پریون   

 

وبلاگ گفتگوهای تنهایی دکتر علی شریعتی افتتاح شد

وبلاگ گفتگوهای تنهایی دکتر شریعتی

 

درضمن مهر ماهی ها می توانند به پیوند های روزانه مراجعه کنند

و در مورد طالع خود بدانند

 

 

+ نوشته شد دوشنبه 10 مهر1385در لحظه ی  9:44  با قلم دلتنگی دخترک شاه پریون 

 

 

ملائک ضیافت آسمانی تو را بر دل خواندند و هم کلام دل، نوای نورانیت را

 

لبیک گفتیم، به اشتیاق رسیدن به بارگاه رضایت و عزت تو !

 

به میهانی تو آمده ایم در سبزترین باغ عبادت، با پای شوق و تمنّا به سوی تو

 

آمده ایم...

 

آمده ایم تا جرعه نوش زمزم وصالت باشیم

 

تا همسفر فرشته های ذکر و احسان به سرزمین رضایت تو سفر کنیم

 

آمده ایم تا از زلال اعتقاد وضو بگیریم

 

در دل حریر اخلاص بگسترانیم

 

و رو به حرم یاد تو رکعت رکعت عشق را قامت بندیم

 

آمده ایم تا در این ترنم عاشقانه، پیشانی دل بر خاک وصالت بساییم

 

و تو را ای زلالتر از نور، در آیینه ی دل زیارت کنیم

 

آمده ایم تا  بر دستان مهربانیت بوسه زنیم

 

و در برابر کرامتهای بی کرانه ات بر خاک بندگی و سپاس به سجده افتیم

 

آمده ایم تا آیه آیه ی کتاب نور را تلاوت کنیم که شفاف ترین کلام عاشقانه ی دل

 

کلام توست و عطر نیایش های سبز، یاد تو.

 

با هر موج بی قرار دل آمده ایم  تا درساحل مغفرتت آرام گیریم.

 

چه خوش است چنگ عشق را در ساحت نور نواختن

 

و چه خوشتر به سمت نور روییدن

 

و روی هر دست دعا گلهای اجابت را بوییدن

 

+ نوشته شد یکشنبه 9 مهر1385در لحظه ی  14:40  با قلم دلتنگی دخترک شاه پریون