شب های خیالم همه از عشق تو لبریز ای همنفس غربت من با عشق بپاخیز خواهم که سرایم غم چشمان سیاهت آن لحظه ی بارانی و آن لحظه ی پاییز شب بود که باران زده از قصه رسیدی در دل بنشست خاطره ی ناب غم انگیز توی پاییز خیالم ای دوست باز هم باران است...
