تبليغاتX
فروشگاه اینترنتی 24

Free JavaScripts provided
by

قصر احساس

به قصر بلوری احساس خوش آمدید
 

مرا به یاد داری ای بهانه ی همیشگی؟

چگونه باز گویمت غم قشنگ زندگی؟

شکفته ام میان غم شبیه بغض خاطره

بهار کن دل مرا تو ای نسیم پنجره

 من که خاموش میان همه ی همهمه هام

پیش تو من همان دختر شاعر و تنهام

تو همان واژه ی پر شوق و امیدی

که مرا پشت نگاه غصه دیدی

 

سلام به مهربانی نگاه همیشه زلالت

نشسته ام...

تنها...روی پله های قصرم

در انتظارت هستم

نشسته ام با ورقی که روی آن واژه ها دلتنگند
شاید تو را....
            تو را دلتنگند

من که آشفته ی ایام نبودم با تو

به دیدارم بیا که در طلوع ستاره ای دیگر شاعر شدم...

 


 

+ نوشته شد چهارشنبه 22 فروردین1386در لحظه ی  9:25  با قلم دلتنگی دخترک شاه پریون